انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: در انتظار فرشته مرگ

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    September_2014
    عنوان کاربر
    همسوی نور
    میانگین پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    330
    صلوات و تشکر
    162
    مورد صلوات
    308 در 175 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    دریافت کتاب
    0
    آپلود کتاب
    0

    پیش فرض در انتظار فرشته مرگ







    پنجمین خورشید تابناک آسمان ولایت، حضرت امام محمد باقر علیه ‏السلام در سوم صفر سال 57 هجری در مدینه متولد شد. آفتاب وجودش در زمان جدش حضرت سیدالشهداء امام حسین بن علی علیهما‏السلام پرتوافكن گردید و سه سال با آن حضرت بود
    .

    خبر غیبی از هنگامه اجل

    امام در علم از گذشته و آینده متبحر و آگاه است و صفحات گذشت روزگار در نظر او قرار دارد كه از آن جمله خبر از مرگ و رحلت خویشتن است و این حقیقت را ما در سیره‏ چهارده معصوم علیهم ‏السلام درباره هر یك جداگانه دیده و خوانده‏ایم و ثابت است كه همه آنها می ‏دانستند چه وقت خواهند مرد.
    علامه مجلسی در بحارالانوار و سید جزایری در مدینة المعاجز از ابوبصیر روایت كرده‏اند كه گفت از حضرت امام جعفر صادق علیه ‏السلام شنیدم كه فرمود پدرم به مرض شدید مبتلا گردید به طوری كه بر آن حضرت بیمناك شدیم و پاره ‏ای از اصحاب بر بالین بستر پدرم گریان شدند ناگاه چشم باز كرده فرمود: «انی لست بمیت فی وجعی هذا»؛ یعنی من در این حال نخواهم مرد. تا پدرم صحت یافت چندان كه سالی چند به سلامت زیست و در همان اوان كه صحیح و سالم و در كمال عافیت بود و هیچ اثر كسالتی در او مشاهده نمی ‏شد فرمود: ای فرزندم من در فلان روز خواهم مرد و همان روزی كه فرموده بود از دنیا رحلت كرد.
    عبدالله بن ابی ‏یعفور از امام صادق علیه ‏السلام روایت می‏ كند كه روزی پدرم مریض شد ولی در اثناء كسالت فرمود: «انما بقی من اجلی خمس سنین فحسبت فما زاد و لا نقص»؛ یعنی: پنج سال تمام بدون كسر و نقصان از عمر من باقی است و همان روز آخری كه معین كرده بود از جهان رفت. زراره و ابوبصیر نیز همین خبر را نقل كرده‏ اند.
    در روایت دیگری است كه حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام فرمود: پدرم به مرضی خفیف مبتلا گردید و فرمود: اعیان شهر مدینه را احضار كن كنار بستر من حاضر شوند تا وصیت خود را در حضور آنها بنمایم. من گفتم فدایت شوم در شما اثری از مرگ نیست.
    امام در علم از گذشته و آینده متبحر و آگاه است و صفحات گذشت روزگار در نظر او قرار دارد كه از آن جمله خبر از مرگ و رحلت خویشتن است و این حقیقت را ما در سیره‏ چهارده معصوم علیهم ‏السلام درباره هر یك جداگانه دیده و خوانده‏ایم و ثابت است كه همه آنها می ‏دانستند چه وقت خواهند مرد

    «فقال یا بنی ان الذی جاینی فاخبرنی انی لست بمیت فی مرضی ذلك هو الذی اخبرنی انی میت فی مرضی هذا»؛ یعنی ای فرزند عزیزم آن كس كه آن روز مرا خبر داد كه نخواهی مرد امروز هم خبر داد كه خواهی مرد و بنابراین وصیت خود را در حضور مردم به تو بگویم كه القاء شبهه‏ ای نشود. امام ششم فرمود در همان روز پدرم رحلت فرمود.
    در فصول المهمة این خبر را برای وصیت درباره غسل و كفن و دفن خود نقل كرده است. فرمود: « فقال یا بنی اما سمعت علی بن الحسین علیهماالسلام ینادینی من وراء الجدار یا محمد عجل‏»؛ یعنی ای فرزند از پدرم شنیدم كه از ورای دیواری می ‏فرمود ای محمد زود بشتاب به سوی ما.
    و باز اضافه می‏كند كه فرمود: اكنون پدرم علی بن الحسین برای من شربتی آورد كه بیاشامم و مرا به لقای خدای تعالی بشارت داد.
    و قطب راوندی می‏نویسد: در آن شب وضو گرفت نماز خواند جامه نظیف پوشید فرمود: به لقای خدای خود می‏ روم.‏

    سخنان آخر یک امام

    شیخ كلینی در كتاب كافی به سند خود از امام رضا علیه السلام روایت كرده است كه امام باقر علیه السلام به هنگام احتضار فرمود: چون من مردم زمین را حفر كنید یك لحدی پدیدار می‏گردد و گفته می‏شود كه این لحدی است كه رسول الله برای فرزندش ساخته و آن حقیقتی است صادق و روشن.
    چون رحلت فرمود او را در قبه عباس بردند و همین طور كه دستور فرموده بود زمین را شكافتند لحدی پیدا شد و صدایی برآمد كه این لحد را پیغمبر خدا برای فرزندش آماده فرموده و او را دفن كردند.
    كلینی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه فرمود: پدرم هر آنچه از كتب و سلاح و آثار و امانات انبیاء در نزد خود داشت، به من به ودیعت سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرا رسید به من گفت: چهار شاهد فرا بخوان. من چهار تن از قریش را دعوت كردم كه یكی از آنان نافع مولای عبدالله بن عمر بود. پس به من فرمود:


    «بنویس این چیزی است كه یعقوب فرزندانش را بدان وصیت كرد كه ای فرزندانم خداوند دین را برای شما برگزید، پس نمیرید مگر آنكه تسلیم رضای خداوند باشید.» و وصیت كرد محمد بن علی به جعفر بن محمد و به وی فرمان می دهد كه او را به جامه‏ بردی كه هر جمعه در آن نماز می خواند كفن كند و عمامه ‏اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله‏ چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهای كفن او را باز كند.
    سپس به شهود فرمود: بازگردید خداوند شما را رحمت كند!
    امام صادق علیه السلام گفت: به پدرم گفتم: ای پدر! در این وصیت چه بود كه بر آن شاهد طلب كردی؟
    فرمود: پسرم! خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخیزند به این بهانه كه به تو وصیت نكرده ‏ام و می خواستم بدین وسیله حجت و دلیلی برای تو قرار داده باشم.
    در حقیقت امام علیه السلام می خواست به این وسیله همگان بدانند كه جعفر بن محمد علیهماالسلام وصی و جانشین و امام بعد از اوست.
    چنان که کلینی در روایت دیگری امام جعفر صادق علیه ‏السلام نقل می کند که: چون خواستیم بیرون رویم رو به برادران من نموده فرمود:
    در امر امامت نزاع نكنید كه خلافت آسمانی اختیارش به دست قدرت الهی است و همه بدانید كه وصی پس از من جعفر است و شهادت بدهید به امامت و خلافت او این سمتی است كه خدای عالم برای او معین فرموده باید همه راضی باشید و اطاعت كنید.
    این وصیت هر كلمه ‏اش یك درس است كه برای تعیین تكلیف مردم در كارهای واجب خود و طریقه عمل با این وصایای شفاهی و كتبی و شهود یك یك مواد و مطالب را بیان فرموده است تا در این مكتب كسی در ابهامی از مسایل زندگی و حتی مراتب پس از مرگ معطل نماند

    و در مناقب از ابی ‏بصیر روایت می ‏كند كه امام جعفر صادق علیه ‏السلام فرمود:
    در وصایای پدرم است كه مقرر فرمود من چون مردم هیچ كس جز تو مرا غسل ندهد زیرا امام را جز امام نباید تجهیز كند و بدان كه عبدالله برادر تو مردم را دعوت به سوی خود می‏ كند او را واگذار كه عمرش كوتاه است.
    كلینی در كافی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه فرمود: پدرم در وصیتش نوشته بود كه وی را در سه جامه كفن كنم. یكی ردای جمره ‏ای او بود كه در روز جمعه با آن نماز می خواند و دو پیراهن دیگر. پس به وی عرض كردم: چرا اینها را می نویسی؟ فرمود: می ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگویند او را در چهار یا پنج جامه كفن كن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه‏ خودم را بر سرم بند و البته عمامه را جزو كفن محسوب مكن بلكه عمامه از چیزهایی است كه بدن را به آن می پوشانند.
    همچنین امام باقر علیه السلام وصیت كرد كه هشتصد درهم برای برگزاری مراسم سوگواری او اختصاص دهند و این كار را از سنت می دانست.
    این وصیت هر كلمه ‏اش یك درس است كه برای تعیین تكلیف مردم در كارهای واجب خود و طریقه عمل با این وصایای شفاهی و كتبی و شهود یك یك مواد و مطالب را بیان فرموده است تا در این مكتب كسی در ابهامی از مسایل زندگی و حتی مراتب پس از مرگ معطل نماند.
    امام صادق علیه السلام فرمود: چون پدرم درگذشت او را غسل دادم همان طور كه امر فرموده بود تا صباحی چند گذشت عبدالله مردم را به امامت خود خواند ولی عمرش كفاف نداد و همان طور كه پدرم فرموده بود به زودی درگذشت.
    این خود از معجزات امام محمدباقر علیه ‏السلام و نیروی علمی او بود كه خبر از فوت فرزندش‏ عبدالله داد و همان‏گونه كه فرموده بود شد.
    ابوالفضل صالح صدر
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    منابع:
    سیره معصومان علیهم السلام، ترجمه «اعیان الشیعة»، محسن امین‌، مترجم علی حجتی كرمانی.‌
    زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام، حسین عمادزاده اصفهانى.

  2. 2 کاربر برای پست " بانوی سرخ " عزیز صلوات فرستاده.

    یا علی ابن الحسین (2014_10_03), گل مريم (2014_10_02)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال ترجمه ی شهر نورانی قرآن

انجمن شهر نورانی قرآن محیطی پر از آرامش و اطمینان که فعالیت خود را از فروردین سال 1392 آغاز نموده است
ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@shahrequran.ir

ساعت 02:47 AM